دَمدمی
قافیه تنگ شد و من به قاعدهی یک روز گرم کسل شدم.گردی بر قبار روزگار نشست و زندگی شسته شد.
ابتدای این سطر من کلمات را متولد کردم و بعد کشتم.من قاتلم به کلمه.
زندگیام مجازی تر از ان است که به روشنی اعتماد کنم.