دَمدمی 
						
		
تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی...
آذر 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 8 مرداد ماه سال 1387
درد...

۱۳سالش بود.پدرش پیر شده‌بود.زندگی خیلی سخت شده بود.غذا به اندازه کافی نبود، سالهای قحطی و تنگدستی بود و خانواده زندگی اش را به سختی می گذراند.تا اینکه پدر وارد زندگی اش شد.تازه ۶۰ سالش شده بود و از ازدواج اولش راضی نبود.زنش از خودش مسن تر بود و از شوهر اولش بچه داشت که پدر بزرگشون کرد.می گن باباش اولش فکر کرده بود که واسه پسرش امده بودند خاستگاری ولی نه مثل اینکه واسه خودش می خواسته! چه روزگاری عجیبی.بهش می گفته عمو! اخه سنی نداشته ولی چاره چیه زندگی سخت شده و نان واسه خوردن گیر نمی اد.تازه پدر پافشاری می کرد.اونوقتا که صحبتش می شد پدر می گفت وقتی رفته بود عراق واسه زیارت از امام موسی کاظم خواسته که یه زن خوب نسیبش کنه.مثل اینکه از زن اولش خیلی عذاب کشیده بود.ازدواج کردند.پدر خیلی مهمون نواز بود.همیشه خونه خشتی پدر پر از مهمون بود،عرب و عجم و مسافر و غریب و...نه اینکه پدر وضع مالیش خوب بود که این همه مهمون داشته،نه پدر خیلی مهمون نواز بوده خیلی، اونقدر که هرکی به ده می امده و جایی نداشته همه ادرس خونه پدر رو می‌دادند. توی تمام این سالها تمام زحمتا به گردن دختر مو بور قصه ما بوده.

نتیجه زندگی مشترکشون ۶ پسر و ۴ دختر بوده.خدای من دختر قصه ما چقدر زجر کشید تو زندگیش.شوهرش رو دوست داشت.مرد خوبی بود.وقتی پای صحبتش می شینم کلی از اون دوران حرف داره، بعضی وقتا به مشکلات دخترای امروزی خندم می گیره.حالا کلی درد داره.حالا من موندم و مامان.همه رفتن.ازدواج کردن زن گرفتن.میگه همیشه تو فکرشونه!چیکار می کنن؟چی میخورن؟چی می پوشن؟عصبی شده، شبا خوابش نمی بره.خدایا من چیکار کنم؟

خیلی چیزا می‌خوام بگم که نمی تونم، خیلی درد هست که گفتنش درد داره،اگه می خواستم همه داستان رو بگم...ولش کن....

واسه چندمین بار داریم می بریمش تهران دکتر.

درد زیاده، مادر تحملش کم شده، اخ مادر من چی کار کنم؟

۶ ساله که پدر رفته، یه وقت تنهامون نذاری، پدر که رفت اونم شکسته شد.هیچ وقت فکرش رو هم نمی کردم که تا چه اندازه پدر رو دوست داشته...

اخ خدایا...

من چیکار کنم؟؟؟؟/


تعداد بازدیدکنندگان: 7823

Powered by BlogSky.com

designed by DAAM group

عناوین آخرین یادداشت ها



<گزارش هایی از قلب تپنده جنبش دانشجویی>


<ÈÑ Úá?å ÓÇä ÒäÇä>