پدرم پیر بود
مثل یک سرو کهن
که محبت بودش هدیه
به من و ما و همه...
۶ سال پیش در حالی که بیش از یک قرن بر روی این کره خاکی زندگی کردهبود، تسلیم خواست خدا شد.بیش از ۸۰ سال از عمر خودش را مشغول به کار بر روی زمینی که اجدادش از ۷۴۰۰سال قبل از میلاد مسیح بر روی آن به کشاورزی مشغول بودهاند،سپری کرد.از ۵ یا ۶ سالگی در فراق پدر مجبور به کار کردن شد.تنها خواهرش را به دلیل گرسنگی از دست داد.خوب یادم هست که هر موقع این داستان را برایمان تعریف میکرد اشک ازچشمانش جاری میشد. چه ساده زیست کسی که هیچ وقت زندگی به او روی خوش نشان نداد ولی با این وجود:
« بدرستی که او بندهای شکر گذار بود»
روحت شاد پدر. |