تضاد و تفاهم و تقابل و تعارض در روده در مقعد در دلدرد در زندگی در کودکی در عنفوان در هرزگی در خود، برخود، باخود، بیخود، در آبادی سعادت در کلینیک با منشی با دکتر در بالای شهر در خوابگاه در زندگی مشترک در زندگی نامشترک در دَم با دَم بی دَم در بندرعباس در مدرس در شهدا در گلدشت در بروجرد در بغض در ۱۶ آذر در تابوت در اینترنت با حسین بی حسین؟ تنها حسین، آخ حسین!
روانپزشک، دهان پزشک، داروساز، کلک ساز، مداد ساز، گواش، کلاش، نامیرا بر وزن المیرا؛ پرخاش، فرزانه مرادی، خودکشی، نهنگ، نقد با رنگ با سنگ بیربط با حرف با استالین، بی استالین با مطرود بی مطرود؛ خدایا رفیق خوب: دیوار، رفیق بد: سرخپوست زنده. اخوی چه، اخوی زاپاتا، اخوی چمران، خداحافظ؛ اما میروی، لیک بیادت دل ما کماکان درد میکند، درد میکند، اسهال دارد، آزمایش خون، آزمایش مدفوع، کلونسکپی؛ در تعارض با همه چی با همه چی... . |